تبلیغات
 ... خوش آمدید

شما تا 25 ثانیه ی دیگر منتقل می شوید

با عرض خسته نباشید به دوستان عزیز ،
از امروز دیگه روی سیستم ایجاد و مدیریت سایت وی سی پنل مطلب مینویسم ،
الان هم در حال انتقال مطالب وبلاگم با كمك سیستم انتقال مطالب وی سی پنل به سایت جدیدم هستم .
شما تا چند لحظه ی دیگه به طور خودکار به سایت جدید وارد می شوید ...
اینم آدرس سایت : http://tehran-online.vcp.ir


/post/archive/1390/4
/post/archive/1390/3
/post/archive/1390/2
/post/archive/1390/1
/post/archive/1389/12
/post/archive/1389/11
/post/archive/1389/10
/post/archive/1389/9
/post/archive/1389/8
/post/archive/1389/7
/post/archive/1389/6
/post/archive/1389/5

با دستگیری همه متهمان، پرونده سرقت های سریالی طلافروشی های پایتخت بسته شد.

*پیمان شوم سارقان طلا فروشی ها

مردادماه به نیمه نرسیده بود که سر و صدای سرقت مسلحانه از طلا فروشی خزانه آن هم درست در روز روشن و جلوی چشم عابران پیاده مثل توپ صدا کرد . سارقان آنقدر تر و فرز کارشان را انجام دادند که به جز چند تا نمای بسته ای که دوربین های مداربسته طلا فروشی ضبط کرده بودند هیچ ردی از آنها باقی نمانده بود .در حالیکه ماموران کلانتری تحقیقات برای به دام انداختن سارقان را در دستور کارشان قرار داده بودند چند  ساعت بعد سارقان دوباره دست به کار شدند و این بار با سرقت از همسایه همان طلا فروشی درست راس ساعت 10 صبح باز هم طلا رابه سرقت بردند .و پا به فرار گذاشتند .حالا نوبت مامورهای پلیس بود که وارد معرکه شوند و سارق های بی باک را دستگیر کنند .

*پلیس وارد می شود

همین که دومین طلا فروشی مورد دستبرد سارقان گریز پا قرار گرفت یک اکیپ ویژه از سوی اداره آگاهی مامور رسیدگی به پرونده سرقت ها شد .  بررسی ها نشان می داد که سرقت هر دو طلا فروشی به  یک شیوه خاص انجام شده سارقان با پوشانده صورتشان ویترین طلا فروشی را هدف قرار داده و بعد از شکستن آن همه طلا را برداشته و پا فرار گذاشته بودند .  و سارقان با برنامه ریزی همه ردپاهایشان را هم از بین برده اند . تحقیقات پلیسی برای به دام انداختن سارقان مسلح که برای به دست آوردن پول و طلا عابران پیاده را با قمه و چاقو ترسانده بودند و چند تا تیر هوایی هم شلیک کرده بودند . شواهد نشان می داد سارقان مسلح همه رفت و آمدهای طلا فروشی ها را زیر نظر داشتند و بعد از آگاهی از ساعت کار آنها در یک چشم به هم زدن نقشه سرقت شان را عملی می کنند . در حالیکه تلاش کاراگاهان اداره آگاهی برای پیدا کردن سرنخی از سارقان مسلح ادامه داشت .سر کلانتر هفتم فاتب با اجرای طرح بزرگ برخورد با ارازل و اوباش موفق به دستگیری بیشاز 60 نفر از ارازل و اوباش محله خزانه شد . طلافروشی گلستان قربانی بعدی سارقان در فلکه دوم خزانه بود .

*اولین رد پا

در حالی ادامه داشت که دو روز بعد از اولین سرقت دزدان مسلح بار دیگر دست بکار شدند و با سرقت از طلا فروشی بزرگ میدان شهدا و زخمی کردن شاگرد مغازه پرونده جرایم خودشان را سنگین ترکردند .سارقان گریز پا که گمان می کردند پلیس دربه دام انداختن آنها ناکام است این بار فلکه دوم خزانه را برای اجرای نقشه سرقت انتخاب کردند قافل از اینکه سرقت از این طلا فروشی پایان سرقت های سریالی و خشن آنهاست . حمله سارقان مسلح در روز روشن به طلا فروشی گلستان آنقدر سریع اتفاق افتاد که عابران پیاده هم متوجه آن نشدند همه تلاش سارقان برای مخفی نگاه داشتن چهره هایشان لحظه به لحظه در دوربین های مداربسته طلا فروشی ضبط شد و بهترین سرنخ را برای بدام انداختن سارقان در اختیار ماموران اداره آگاهی قرار داد با طرح شکایت از سوی شاکیان بلافاصله با دستور دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی دستگیری سارقان مسلح گریزپا در دستور کار کاراگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی قرار گرفت . تحقیقات نشان می داد سارقان با یک نقشه تمام عیار مغازه هایی را برای سرقت انتخاب می کنند که از ایمنی کمتری برخوردارند بررسی دوربین ها ی مدار بسته هم با توجه به سرعت عمل متهمان اطلاعات زیادی را در اختیار ماموران قرار نداد اما این پایان ماجرا نبود .

*یک چهره

 تیم مجرب کاراگاهان اداره پنجم با بررسی دقیق فیلم های مداربسته مغازه ها سرنخ هایی را بدست آورده بودند آنها بالاخره موفق شدند در بازبینی فیلم ها چهره یکی از سارقان را شناسایی کنند . سارق خشن بعد از شکستن ویترین برای لحظاتی ماسکش را برداشت تا عطسه کند  و همین غفلت بهترین سرنخ پلیس برای به دام انداختن سارقان بود .بررسی های پلیسی خیلی زود نتیجه داد تیم چهره شناسی اداره آگاهی با بررسی اطلاعات ی که ماموران بدست آورده بودند خیلی زود هویت سارق ماسک دار را مشخص کرد بهنام سارق سابقه داری که به جرم کیف قاپی تحت تعقیب ماموران بود اولین سارقی بود که شناسایی و دستگیر شد .   بادستگیر شدن اولین سارق و اعتراف اوبه انجام سرقت های مسلحانه ماموران برای تک تک اعضای باند 7 نفره سرقت های مسلحانه طلافروشی ها کمین گذاشتند و بعد از دوماه کار عملیاتی و پلیسی موفق شدند همه اعضای باند سارقان را که از تبهکاران سابقه دار بودند شناسایی و دستگیر کند

سارق عشق ماشین

جمع و جور کردن 7 تبه کار حرفه ای کار هر کسی نیست اما باقر 30 ساله ریزنقش خیلی خوب از پس انجام آن برآمده بود . اعضای باند از رئیس حسابی حرف شنوی داشتند و دست از پا خطا نمی کردند او هم در کنار راست و ریس کردن امور مربوط به باند سرقت معامله هایش را انجام می داد تا هر روز یک مدل ماشین سوار شود .  باقر که در عملیات ویژه پلیس در جوادیه به دام افتاد ادعا می کند :یکی از بچه ها به پول احتیاج داشت ما هم دستمان خالی بود برای همین هم تصمیم گرفتیم پول مورد نیازش را سرقت کنیم .  وقتی بچه ها پول و طلا می آوردند من بین شان تقسیم می کردم . طلا فروشی ها را را خودشان پیدا می کردند من فقط از دور کنترلشان می کردم . که کار خطر ناکی انجام ندهند . به آنها گفته بودم که ماسک بزنند . و مستقیم داخل دوربین های مداربسته نگاه نکند . بعد از سرقت هم برای طلا ها مالخر پیدا می کردم . اما در انجام سرقت ها نقشی نداشتم .

باقر درباره نحودستگیری اش می گوید :تازه یک ماکسیما خریده بودم مامورها ردم را در جوادیه زده بودند تا فرمان ایست را شنیدم خیابان یک طرفه را خلاف جهت راندم تا از دست مامورها فرار کنم اما 200 متر که رفتم محاصره ام کردند من هم ترسیده بودم پیاده شدم و فرار کردم . مامورها شلیک کردند زخمی هم شدم اما باز هم با کمک یکی از بچه های کیف قاپ فرار کردم . اما فایده ای نداشت مامورها دستور داشتند من را بگیرند بالاخره هم موفق شدند . یک هفته نشد که صد مامور آمدند بالای سرم و من را از مخفیگاهم در میدان هرندی دستگیر کردند . "بعد از دستگیری سر دسته باند ماموران موفق شدند 6 عضو دیگر باند را هم شناسایی و در خیابان فدانیان اسلام محله خزانه و علی آباد شناسایی و دستگیر کنند . تلاش برای کشف اموال مسروقه سارقان درحالی ادامه داشت که بررسی ها نشان می داد نفر دوم باند به همراه طلا های مسروقه به یکی از شهرهای شمالی فرار کرده است ماموران در ادامه تحقیقات خود موفق به شناسایی محل اختفای رضا عضو فراری باند شدند و در یک عملیات ضربتی اورا در ویلایی جنگلی اجاره ای شناسایی ودستگیر کردند با دستگیری همه اعضای باند سارقان مسلح پرونده سرقت های سریالی طلا فروشی ها بسته شد .

باکس

من قاتل هستم

از همه ریز نقش تر است و بلبل زبان تر می گوید بچه ها برای کمک کردن به او دست به اسلحه شدند . میلاد 26 ساله است و وقتی حال درست و حسابی نداشته و مست بوده نان آور یک خانواده را کشته است . حالا هم برای گرفتن رضایت از خانواده مقتول به 100 میلیون تومان احتیاج دارد تا قصاص نشود بچه محل ها و دوست های خلاف کارش هم دور هم جمع شدند و نقشه سرقت از طلا فروشی ها را کشیدند تا دوستشان را از قصاص نجات بدهند .میلاد درباره علت قتل می گوید :حال خودم نبودم من هلش دادم او هم افتاد زمین سرش خورد به جدول هیچ کسی دعوای ما را ندید من هم نمی دانستم که چنین اتفاقی افتاده است فردایش توی محل پر شد که آقا رسول را کشتند و بازپرس هم تشخیص داده بود که من کشتن من هم از ترس فرار کردم . خانواده اش راضی شده بودند 100 میلیون بگیرند و رضایت بدهند من هم نداشتم و با بچه ها آمدیم سرقت . او که از متهم های سلبقه دار اداره آگاهی است و چندین بار به جرم کیف قاپی طعم زندان را چشیده است ادعا می کند :همه بچه ها به خاطر من وارد چنین  مخمصه ای شدند من خودم را نمی بخشم .مامورها که در مخفیگاه باقر میلاد را هم شناسایی کرده بودند او را در حال فرار با شلیک گلوله از ناحیه پای چپ مجروح کردند و موفق به دستگیری اش شدند او درباره علت فرارش می گوید :می ترسیدم اگر بروم زندان اعدامم کنند ".